در انچه هستيم بهترين باشيم 

فقط يكبار فرصت داريم 

تا ازوجود خودتنديس بسازيم .....
يادداشتي از طرف همكار خوبم خانم ثناي باستان
sanay bastan
برچسب: نویسنده: یاسین باقری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:47
برچسب: نویسنده: یاسین باقری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:47
سرتکان دادی که یعنی که حرفهایت سرسریست
من چه دانستم که عشق هم با تاسف رفتنیست
من چه دانستم که رنگ عشق هم خاکستریست
چشمه لبخندها هم عاقبت خشکیدنیست
به خیالم آسمان شب همیشه دیدنیست
یعنی قتل ستاره با شهاب بخشیدنیست
گفتمش شاید بگوید از سر ناباوریست
بازی عشق و دلم هم کافریست
کاش می شد گفت که زندگی هم سرسریست
رنگ عشقم آخرش خاکستریست
برچسب: نویسنده: یاسین باقری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:47
برچسب: نویسنده: یاسین باقری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:47
special girl who will always remain in my heart
یک شب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم . چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم! همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود ""همه ی آن ورق حسرت دیدار تو بود""
برچسب: نویسنده: یاسین باقری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:47
دل را از پیله ی قهرش بیرون خواهم کشید واژه ها را از خواب فراموشی بیدار خواهم کرد دسته گلی از یاس و باران برایت خواهم چید نقش لبخند درابر چهره ی زیبایت خواهم پاشید تا جرأت نوشتن این سطر لرزان را پیدا ک
برچسب: نویسنده: یاسین باقری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:47
دربند نگاه او گرفتار نبود
من عاشق و او زعشق من بیخبر است
ای کاش دل و دلبرو دلدار نبود... .
برچسب: نویسنده: یاسین باقری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:47
باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه
خانه ام کو ؟؟؟
خانه ات کو ؟؟؟
آن دل دیوانه ات کو ؟؟؟
روزهای کودکی کو ؟؟؟
فصل خوب سادگی کو ؟؟؟
یادت آید روز باران گردش یک روز دیرین
پس چه شد دیگر ؟ کجا رفت خاطرات خوب و رنگین ؟؟؟
در پس آن کوی بن بست در دل تو آرزو هست ؟؟؟
کودک خوشحال دیروز غرق در غم های امروز
یاد باران رفته از یاد
آرزوها رفته بر باد
بــاز بــــاران بــاز بــــاران می خورد بر بام خانه بی ترانه بی بهانه شایدم گم کرده خانه ....
برچسب: نویسنده: یاسین باقری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:47
برچسب: نویسنده: یاسین باقری تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 22:47